شاهزاده برفی

خرید بک لینک

سلام بر دوستان عزیز. من برگشتم. 

اول از همه یه تشکر ویژه میکنم از دوست عزیزم هاتف که زحمت قالب رو کشید و حسابی شرمندم کرد. و یه معذرت خواهی بابت اینکه این مدت اذیتش کردم. 

و جودی عزیز تر از جانم که این مدت یکم ازش غافل بودم. معذرت جودی جان. 

بانوی بهار عزیز و بهزاد و پیک که تو این مدت خوندنم و  بهم انگیزه دادن.  از همشون ممنونم. 

و دیگه اینکه برگشتم و در خدمت شما هستیم ؛)


شاهزاده برفی...

ما را در سایت شاهزاده برفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 4:40

امروز اخرین امتحان عملی رو هم دادیم. اخریش بسکتبال بود. بازی خیییلی شیرینیه و سخت و واسه ادم قد کوتاهی مثل من کمی سخت تر. ولی خوب بود. راضی هستم از خودم. البته باید بگم که استادمون هم فوقالعاده بود.  خیلی خوب یادمون داد خیلی. این ترم در مقایسه با ترم پیش ، مثل بهشت و جهنم بود. این ترمو خیلی دوست داشتم. کلاس شنا ، تنیس ، زبان ، کمک ها اولیه و..... همشونو دوست داشتم و خیلی خوش گذشت بهم.  حتی امتحانامون هم با لذت و شادی برگزار میشدن. البته اگه از دوی 2500 متر تو 11 دقیقه چشم پوشی کنم: | ینی هممون مرگ رو جلوی چشممون دیدیم !! امروز بعد از اخرین کلاس با بچه های خودمون برف بازی کردیم خیلی خوش گذشت . دستام کاملا یخ بسته بودن: ))))) و هیچکدوم از گلوله هام به هدف نمیخوردن: | ولی اخری خورد اینقددددر خوشحال شدم ؛))الان هم تو راه خونه هستم. تا دوهفته ی دیگه که امتحانای تئوری شروع میشن. باید خوب بخونم وگرنه این ترم مشروط میشم با این استادای گرامی که این ترم نصیبمون شده: | ولی اونا رو هم دوست دارم: )  شاهزاده برفی...

ما را در سایت شاهزاده برفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 3 تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 4:40

گاهی وقتا دلم میخواد دست خودمو بگیرمو به خودم بگم : بیا از اینجا بریم . خورشیدکه تابید ، از همه چیز دل بکنیم و بریم به جای دور . جایی که دست هیچکس بهمون نرسه ......


پ.ن : خدا جون امروز به حد کافی حالم گرفته شد . امشب یه خواب خوب میخوام ببینم از همونایی که ارزوشونو دارم باشه ؟ تو رو خدا ...

شاهزاده برفی...

ما را در سایت شاهزاده برفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 4:40

شنیدین میگن طرف داشت خون گریه میکرد؟ من خیلی شنیدم ولی تا حالا ندیده بودم کسی خون گریه کنه. اما دیشب خودمو دیدم که داشتم خون گریه میکردم. مریض بودم و هیچکس حواسش بهم نبود.  هی میگفتم من حالم خوب نیست ولی انگار نا مرئی شده بودم هیچکس نمیدیدتم. اینقدر ضعیف شده بودم که یه گوشه افتادم رو زمین و به بقیه که بدون توجه به من داشتن کارشونو انجام میدادن نگاه کردم. مامان ، خواهرام ، دوستام ، هیچکدوم انگار منو نمیدیدن. یه هو دیدم گونه هام گرم شد و اشکای سرخ رو گونه هام جاری شد. داشتم خون گریه میکردم و به وضوح اینو احساس کردم. چه قدر بی کس و نا امید بودم. لباسای سفیدم رو اشکای خونیم قرمز کرده و بود من همچنان داشتم خون گریه میکردم.... البته خواب بود ولی خیلی واقعی و ملموس بود. وقتی از خواب بیدار شدم دیدم چشام خیسه !  شاهزاده برفی...

ما را در سایت شاهزاده برفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 4:40

بی صبرانه منتظر تموم شدن امتحانات هستم. هر چتد هنوز شرو نشدن ولی میخوام زودتر تموم بشن بیام دوهفته با خیالت راحت تو خونه استراحت کنم و بعدشم ترم جدید شرو بشه. به نظر میاد ترم جدید دوست داشتی خواهد بود برام مخصوصا چهار شنبه ها. ولی از الان دارم رو خودم کار میکنم که اینجوری نباشه. با اینکه کار سختیه ولی همه سعیمو میکنم که تو این جنگ بین احساس و عقلم ، عقلم پیروز بشه!  برای اولین بار میدون رو دادم دست عقلم ببینم میتونه از پس این قلب بر بیاد یا نه؟ ولی انگار هنوز نتونسته چون هنوزم دارم به چهارشنبه های پیش رو فکر میکنم . ولی کم کم ، کمش میکنم. من میتونم. باید بتونم. اووووف  شاهزاده برفی...

ما را در سایت شاهزاده برفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 4:40

بعلههههه امتحان رشد و تکامل حرکتی کنسل شد 

بریم سراغ سنجش و اندازه گیری :|:|

شاهزاده برفی...

ما را در سایت شاهزاده برفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 4:40

  Thirty minute


پ.ن:  همه ی ادما دوست دارن دوست داشته بشن. کی از دوست داشته شدن بدش میاد ؟؟ 

چرا یه هویی دلم اینقدر گرفت؟

شاهزاده برفی...

ما را در سایت شاهزاده برفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 2 تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 4:40

ای خدااااااااااا چرا اینقدر بی حوصلم امروز: (((((((((((

اگه بخوام فیزیولوژی رو پاس کنم باید از الان بخونم ولی چرا نمیتونم بخونم: (((((((

شاهزاده برفی...

ما را در سایت شاهزاده برفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 4:40

دیشب ار سقف خراب ارزویم
خاطرات تو چکید
دست های خسته ام بار دگر
عکس لبخندت کشید
چشم هایم جز دو چشم مست تو
چیزی ندید
قطره های شبنمی با اه سرد
روی عکس تو چکید
در تب و تاب خیالت
خنده ای امد پدید
جای خالی نگاهت در کنار پنجره
لرزاند دلم را همچو بید
خاطراتت میچکید و میچکید و میچکید
دست هایم عکس نگاهت میکشید و میکشید و میکشید 

شاهزاده برفی...

ما را در سایت شاهزاده برفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 3 تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 4:40

خب اینجوری هم زیاد بد نیست . واسه خودم میرم میام ، مینویسم پاک میکنم ، قهر میکنم اشتی میکنم ، دلم میشکنه ناراحت میشم به روم نمیارم ، ذوق میکنم ، خوشحال میشم میخندم ، هیچکس هم هیچی نمیفهمه ، نمیبینه ، نمیشنوه. 

خوبه ، سرم تو کار خودمه و کسی کاری به کارم نداره. خوبه. 

چقدر سرد بود امروز هوا. اینم خوبه ! این که زیر پتو سردمه و پاهامو جمع میکنم تو شکمم و با دستام بغلشون میکنم ، خوبه. 

این که میخواستم ساعت 11 بخوابم و الان 1:30 و بیدارم ، خوبه .

همه چی خوبه همه چی .خوبه خوبه خوب 

شاهزاده برفی...

ما را در سایت شاهزاده برفی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 3 تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 4:40

صفحه بندی